[ غرابت و معناى آن ]
شارح گويد :
غرابت آنست كه كلمه وحشى و غير مألوف باشد يعنى معنايش روشن نبوده و استعمالش مأنوس نباشد همچون كلمه [ مسرّج ] در كلام [ عجّاج ] كه مىگويد :
و مقلة و حاجبا مزججا * و فاحما و مرسنا مسرّجا
كلمه [ مزجج ] يعنى باريك و طولانى و [ فاحم ] يعنى موى سياه همچون ذغال و [ مرسنا ] يعنى بينى مسرّج و بعبارت ديگر بينى كه از نظر باريكى و صاف بودن همچون شمشير سريجى است .
و سريج اسم آهنگرى استكه شمشيرها را بوى نسبت ميدهند .
يا مقصود از بينى مسرّج ، يعنى بينى كه در برق داشتن درخشندهگى مانند چراغ مىباشد .
سئوال
اگر بگوئى : چرا مسرّج را اسم مفعول از [ سرّج اللّه وجهه ] يعنى شاداب و نيكو گردانيد صورتش را قرار ندادهاند .
جواب
در جواب مىگوئيم : مسرّج باينمعنا نيز از همين قبيلست يعنى غرابت دارد .
يا مىتوان گفت [ مسرّج ] همانطوريكه امام مرزوقى به آن تصريح نموده مأخوذ از سراج باشد .
وى مىگويد :