تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
زمانى صحيح است كه ادباء به مثل چنين مركّبى كه مشتمل بر اسناد صحيح السّكوت نيست اطلاق كلام فصيح كنند در حالى كه اين اطلاق از ايشان نقل نشده و اگر صفت فصاحت را بدنبالش ميآورند چه بسا ممكنست بملاحظه فصاحت مفردات آن باشد . از اين گذشته مركب ياد شده را مىتوان داخل در مفرد و از مصاديق آن دانست زيرا گاهى مفرد را در مقابل مركب اطلاق ميكنند و زمانى در مقابل تثنيه و جمع ذكر مىنمايند و در برخى اوقات نيز آن را در مقابل كلام قرارش مىدهند و مقابله آن با كلام در اينجا قرينه است كه از آن معناى اخير اراده شده يعنى لفظى كه كلام نيست و سپس مىگويد : و گاهى فصاحت را صفت متكلّم قرار داده و مىگويند : كاتب فيح و شاعر فصيح . شرح فارسى : توضيح

فصاحت و مورد استعمال آن

مصنّف گويد : فصاحت هم صفت مفرد است و هم كلام و هم متكلّم . شارح گويد : فصاحت در اصل و لغت حاكى از ظهور و جدائى است . مترجم گويد : سرّ اين تعبير اين است كه كلمه مزبور در لغت بمعانى متعدّدى نظير : گرفتن سرشير ، جدا نمودن آغوز ، ظهور نور ، سفيدى صبح ،