تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
روز بدون ابر ، بروز تكلّم عجم به عربى ، آزاد بودن زبان و غير ذلك از معانى ديگر استعمال مىشود و چون نزد شارح حقيقت و مجاز اين معانى مشخّص نيست لاجرم قدر جامع بين تمام معانى مذكوره و غير مذكوره را كه ظهور و ابانه باشد بعنوان تفسير لغوى فصاحت قرار داده است ، و سپس مىگويد : فصاحت گاهى صفت مفرد واقع مىشود چنانچه گويند كلمه فصيحه و زمانى صفت كلام قرار ميگيرد مانند كلام فصيح يا قصيده فصيحه و پاره‌اى از اوقات صفت متكلّم مىباشد مثل اينكه گويند كاتب فصيح ( مقصود از كاتب گوينده نثر باشد ) يا شاعر فصيح ( گوينده نظم ) . قوله : قيل المراد بالكلام ما ليس الخ : اين عبارت اشاره است بجواب از اعتراضى كه بمصنّف شده و حاصل اعتراض اينست : در كلام مصنّف نقص مىباشد زيرا ايشان فصاحت را صفت كلمه و كلام و متكلّم قرار داد و حال آنكه منحصر در اين سه نيست چه آنكه اين كلمه گاهى صفت مركّبات ناقصه واقع مىشود همچون مركب اضافى و بدون ترديد اين سنخ از عبارات نه كلمه هستند و نه كلام و نه متكلّم و حال آنكه فصاحت صفت آنها واقع مىگردد . خلخالى و زوزنى كه از ادباء بنام مىباشند در جواب از اين اعتراض مىگويند : مقصود از كلام چيزى است كه كلمه نباشد اعمّ از اينكه مركّب اسنادى ( مركّب تام ) بوده چون زيد قائم يا مركّب غير اسنادى ( مركّب ناقص ) باشد نظير غلام زيد و سپس گويند : چه بسا بيتى از يك قصيده در عين اينكه اسناد تام دارد معذلك