و مانند آنست نيز اين مثال : ذلك يوم مجموله الناس .
و آن روزى است كه در آن تمام مردم جمع مىشوند .
شارح گويد :
ضمير در [ منه ] بخلاف مقتضى الظاهر راجعست .
سپس در ذيل آيه و نفخ فى الصّور الخ مىگويد :
شاهد در [ فصعق ] است كه به معناى يصعق مىباشد و ضمير در [ مثله ] به تعبير از مستقبل به ماضى راجعست و حاصل آنكه و مثل اين فرض است اگر از مضارع و مستقبل بلفظ اسم فاعل تعبير شود مانند مثال در متن كه شاهد در [ لواقع ] است كه به معناى [ يقع ] مىباشد و ضمير در [ نحوه ] به تعبير از مستقبل به ماضى راجعست و حاصل مقصود آنكه و مثل اين فرض است اگر از مضارع و مستقبل بلفظ اسم مفعول تعبير شود مانند مثال در متن كه شاهد در [ مجموع ] است كه بجاى [ يجمع ] آورده شده
بحث و انتقاد شارح
سپس شارح در مقام انتقاد بمصنّف مىگويد :
در محلّش مقرّر است كه هريك از اسم فاعل و اسم مفعول اگر چه براى دلالت بر زمان استقبال وضع نشدهاند ولى به اين معنا هستند ، بنابراين هريك از ايندو در دو مثال مذكور در موقع و مكان خود واقع شدهاند و بدين ترتيب بر وفاق مقتضاى ظاهر هستند و وجهى ندارد كه مصنّف ايندو را از مصاديق خلاف مقتضاى ظاهر قرار دهد .