تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 614

مساهمون:

ص٦١٤
سكّاكى بطور مطلق قلب را پذيرفته و غير او مطلقا آن را رد كرده است ولى حق به نظر ما اينستكه بايد تفصيل داد و گفت : در صورتى كه قلب متضمّن اعتبار و لحاظ لطيفى باشد پذيرفته است همچون قول رؤبة بن عجاج :
و مهمة مغبرة ارجاؤه * كانّ لون ارضه سماؤه
يعنى بسا بيابانى كه اطرافش غبارآلود بوده به نحوى كه گويا رنگ زمين آسمانش مىباشد كه شاهد در اين است كه بايد گفته شود : لون سماؤه لون ارضه . شارح گويد : ضمير [ منه ] به خلاف مقتضاى ظاهر راجعست و سپس در تعريف قلب مىنويسد : قلب آنست كه يكى از اجزاء كلام را بجاى ديگر و ديگرى را مكان آن قرار دهند مانند مثال متن كه تقديرش عرضت الحوض على الناقة است يعنى حوض را به ناقه نشان دادم تا از آن بياشامد . و ضمير مفعولى در [ قبله ] به قلب عود مىكند و سپس در ذيل [ قبله السكاكى ] مطلقا مىافزايد : سكاكى گفته است قلب مطلقا مقبول بوده و از اموريست كه به كلام ملاحت خاصى مىبخشد . و ضمير در [ غيره ] به سكاكى راجعست و دليل ايشان آن استكه قلب مشتمل است بر عكس مطلوب و نقيض مطلوب . سپس در ذيل [ ان تضمن اعتبارا لطيفا ] مىنويسد : مقصود غير از ملاحتى است كه از نفس قلب در كلام حاصل ميگردد