دادند كه غرض از اين اختلاف آنست كه اهله و منازل بحسب اين اختلاف علائم و نشانههائى است كه مردم امورشان را با آن معيّن و مشخص مىكنند از قبيل امور زراعى و تجارى و زمان حلول و فرارسيدن ديون و ماه صيام و غير ذلك و نيز علامتى است براى تشخيص وقت حج .
و سبب اينكه حضرت بسؤال ايشان پاسخ نداده و جوابى ديگر دادند اينست كه بدينوسيله ايشان را متنبّه نمودند كه اولى و سزاوار به حال ايشان اينست كه از اين اغراض سؤال نمايند زيرا ايشان از كسانى كه به سهولت بر دقائق علم هيئت پى ببرند نبوده و غرض هم بر اين سؤال مترتّب نيست از اينرو شأن ايشان مقتضى استكه از اين سنخ امور سؤال كرده و جواب بشنوند .
و در ذيل آيه دوّم يعنى يسئلونك ماذا ينفقون الخ مىگويد :
سائلين از حضرتش راجع باينكه چهچيز را انفاق كنند سؤال كردند ، حضرت اين سوال را مسكوتعنه گذارده و اين جواب را بايشان دادند كه انفاق را در كدام مورد صرف كنند و بدين ترتيب ايشان را متنبّه كردند كه مهمّ براى ايشان سؤال از بيان مصرف نفقه است نه اصل آنچه آنكه نفقه وقتى در محلّش واقع نشود اعتنائى به آن نمىشود .
متن : و منه التعبير عن المستقبل بلفظ الماضى تنبيها على تحقّق وقوعه نحو قوله تعالى : و نفخ فى الصّور فصعق من فى السّموات و من فى الارض .
و مثله و ان الدّين لواقع و نحوه ذلك يوم مجموع له النّاس .
شرح عربى و منه اى من خلاف مقتضى الظاهر التعبير عن المعنى المستقبل بلفظ الماضى تنبيها على تحقق وقوعه نحو
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 610
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦١٠