تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
[ مخاطب ] راجعست و [ باء ] در [ به غير ] براى تعديه و در [ يحمل ] براى سببيّت است و معناى كلام چنين است : متكلّم با مخاطب به غير انتظارش بسبب آنكه كلامش را بر خلاف انتظارش حمل مىكند برخورد مىنمايد و مقصود از [ كلامه ] كلامى استكه از مخاطب صادر مىشود . و ضمير در [ على خلاف مراده ] به مخاطب عود مىكند . و امّا وجه اينكه متكلّم كلام مخاطب را بر خلاف مرادش حمل مىكند اينست كه وى را متنبّه كند كه اين غير سزاوار قصد و اراده است ، ضمير در [ قد قال ] به حجّاج و در [ له ] به قبعثرى راجعست و جمله [ قد قال ] حال است از [ حجّاج ] . و مقصود حجّاج از [ ادهم ] غل و زنجير مىباشد و اينكلام يعنى لا حملنّك على الادهم كلام حجّاج است و عبارت مثل الامير يحمل الخ كلام قبعثرى مىباشد ، پس قبعثرى وعيد و تهديد حجّاج را در معرض وعده باحسان قرار داد و آن را به غير انتظار حجّاج تلقّى نمود يعنى [ ادهم ] را كه در كلام حجّاج است بر اسب ادهم يعنى اسبى كه سياهيش غالب بوده حتّى سفيدى را از بدن آن برده است حمل نمود و به اين اسب [ اشهب ] را نيز ضميمه كرد و مقصود از [ اشهب ] اسبى است كه سفيدش بر سياهى غلبه كرده بطوريكه سياهيش را برده است در حالى كه مقصود حجّاج از [ ادهم ] همانطوريكه گفته شد [ قيد ] يعنى زنجير و غل بوده است . و اين حمل از قبعثرى به اين منظور صادر شد كه وى را متنبّه كند كه سوار نمودن بر اسب ادهم سزاوارتر است كه امير قصد و اراده نمايد
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 607 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى