شارح گويد :
ضمير نائب فاعلى در [ يقدّم ] بمسنداليه راجع بوده و مقصود اين است كه :
مسنداليهى كه لفظ [ كلّ ] بر آن داخل شده باشد بر مسندى كه مقرون به حرف نفى است گاهى مقدّم مىشود زيرا تقديم دلالت بر عموم دارد .
و مقصود از [ عموم ] نفى حكم از هريك يك افراد مضافاليه لفظ [ كلّ ] مىباشد .
سپس در ذيل [ نحو كلّ انسان لم يقم ] مىگويد :
اين مثال مفيد نفى قيام از هريك از افراد انسان است و در دنبال عبارت [ بخلاف ما لو اخرّ الخ ] مىنويسد :
پس در نتيجه بايد گفت تقديم مفيد عموم سلب و شمول نفى بوده ولى تأخير فائدهاى غير از سلب عموم و نفى شمول ندارد .
و وجه اينكه تقديم مفيد عموم سلب و تأخير چنين نميباشد آنست كه تا لازم نيايد ترجيح تأكيد بر تأسيس .
و مقصود از [ تأكيد ] آنست كه لفظ [ كلّ ] براى تقرير معنائى باشد كه قبل از آن حاصل بوده .
و مراد از [ تأسيس ] آنست كه لفظ [ كلّ ] براى افاده معناى جديد باشد .
در حالى كه تأسيس راجح بر تأكيد است چه آنكه افاده بهتر از اعاده است .
و بيان لزوم ترجيح تأكيد بر تأسيس اما در صورت تقديم بخاطر
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 528
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٢٨