كلمه [ قدّر ] بر [ جاز ] معطوف است و معناى عبارت اينست كه :
افاده تخصيص مشروط به دو شرط است :
1 - جواز و امكان تقدير .
2 - تقدير مزبور اعتبار و ملاحظه شود يعنى فرض بكنيم كه مسند اليه در اصل مؤخّر بوده است .
و در دنبال [ و الّا ] مىنويسد :
يعنى و اگر دو شرط يافت نشوند تقديم مسنداليه فائده نميدهد مگر تقويت حكم را چه تقدير تأخير جايز باشد مانند [ انا قمت ] يا جايز نباشد مثل : [ زيد قام ] چه آنكه جايز نيست در اين مثال فرض كنيم اصلش [ قام زيد ] بوده و سپس مقدّم شده زيرا به زودى وجه آن را ذكر خواهيم كرد .
و چون مقتضاى اينكلام آنست كه مثال [ رجل جائنى ] مفيد تخصيص نباشد زيرا اگر [ رجل ] بر [ جائنى ] مؤخّر فرض گردد فاعل لفظى مىشود نه معنوى لاجرم سكّاكى اينمثال را استثناء نموده و از اينحكم خارج كرده است به اين نحو كه آن را در اصل مؤخّر فرض كرده بنابراينكه فاعل معنوى بوده نه لفظى چون آن را بدل از ضميرى كه در [ جائنى ] است و فاعل مىباشد قرار داده و معناى عبارت بعدى مصنّف همين است .
شرح فارسى :
توضيح
2 - شرط دوّم اينست كه مجرّد جواز نبوده بلكه به مرحله تقدير و عمل نيز رسيده باشد به اين معنا كه فرض تأخير و سپس تقديمش نيز بشود .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 500
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٠٠