به اسم مفرد راجع بوده و نصب در [ مجرّدا ] از باب آنست كه حال مىباشد
و اگر گفته شود : وقتى حرف تعريف بر اسمى كه از معناى مفرد مجرّد باشد داخل مىگردد پس چرا صفتش را به صيغه جمع نميآورند
در جواب گوئيم امتناع توصيفش به صيغه جمع بخاطر محافظت و مراعات نمودن تشاكل لفظى است ، سپس مىنويسد :
و ضمير در [ لانّه ] به مفردى كه حرف استغراق بر آن داخل شده راجعست آنگاه در ذيل [ و لهذا امتنع وصفه بنعت الجمع ] چنين مى نگارد :
اين رأى جمهور ادباء است اگرچه اخفش مثال [ اهلك النّاس الدّينار الصّفر و الدّرهم البيض ] را حكايت نموده است .
شرح فارسى :
توضيح
اشكال و جواب
اما اشكال : چطور ممكنست مفرد محلّى به الف و لام يا نكره در سياق نفى در صورت مفرد بودن افاده استغراق نمايد با اينكه بين افراد و استغراق تنافى است و اجتماع متنافيين در شئ واحد ممكن نيست .
و اما جواب : مصنّف از اين اشكال دو جواب مىدهد :
اوّل : ادات استغراق مانند الف و لام و حرف نفى وقتى بر مفرد داخل مىشوند از آن معناى وحدت اراده نميشود بلكه مجرّد ماهيّت و حقيقت اراده مىگردد و بديهيست استغراق مستفاد از ادات داخل بر مفرد قطعى است چه آنكه نفى ماهيّت مساوق است با نفى تمام افراد
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 412
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤١٢