اراده مىشود بدون لحاظ تعيّن و حضور در ذهن و يا مقصود از آن ماهيّت متحقّق در ذهن است .
در صورت اوّل لازم مىآيد بين اسم جنس معرفه با نكره در صورت مصدر بودنش فرقى نباشد يعنى بين ( الرجعى ) و ( رجعى ) و حال آنكه چنين نيست و در صورت دوّم فرقى بين لام حقيقت با لام عهد خارجى نمىماند چه آنكه هردو طبق تقرير گذشته دلالت بر حاضر و معيّن در ذهن مىكنند .
شارح در مقام جواب از اين سؤال مىگويد :
از دو شقّ مزبور شقّ دوّم را اختيار مىكنيم و مىگوئيم بنابراين بين الف و لام حقيقت با هركدام از اسماء اجناس نكره و الف و لام عهد خارجى فرق است :
اما فرق آن با اسم جنس : در اسم جنس نكره چنانچه گفته شد در صورت مصدر بودنش تنها حقيقت من حيث هى هى بدون تحقق ذهنى مراد است ولى در الف و لام حقيقت ماهيّت متحقّق در ذهن ملحوظ است .
اما فرق آن بالف و لام عهد : در الف و لام حقيقت نفس حقيقت متحقّقه در ذهن مراد است ولى در الف و لام عهد خارجى حصّه و فرد معيّن از حقيقت مقصود است و بين ايندو فرق بسيار است .
متن : و هو ضربان :
حقيقى نحو عالم الغيب و الشّهادة اى كلّ غيب و شهادة .
و عرفىّ نحو جمع الامير الصّاغة اى صاغة بلده او مملكته .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 401
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٠١