به صورت اسم اشاره معرفه آورى .
و ضمير در [ لتمييزه ] به مسنداليه راجع بوده و اعطاء تميّز و تشخّص بمسنداليه براى غرضى از اغراض است .
سپس در ذيل مصراع اوّل از بيت مىگويد :
كلمه [ فردا ] منصوب است بنابر آنكه در مقام مدح بوده يا حال است .
و مصراع بعدى بيت عبارتست از : من نسل شيبان بين الضّال و السّلم .
ضال و سلم دو درختى هستند كه در صحرا مىرويند .
يعنى قبيله شيبان در باديه و صحرا اقامه دارند زيرا در حضر و شهر بودن موجب فقد عزّت است .
و در دنبال [ غباوت سامع ] مىگويد :
غباوت و كودنى عبارتست از آنكه سامع در فهميدن امور سخت باشد بطوريكه غير محسوسات را اساسا نفهمد .
و ضمير در [ بيان حاله ] بمسنداليه عائد است .
سپس گويد :
مصنّف ذكر [ توسط ] را از تقدّم و تأخّر مؤخّر آورد زيرا وسط تحقّقش بعد از تحقّق طرفين است البته امثال و اشباه اين مباحث را در علم لغت بايد ملاحظه نمود چه آنكه در اينعلم بيان مىشود مثلا كلمه [ هذا ] براى قريب و [ ذاك ] براى متوسّط و [ ذلك ] براى بعيد مثال است و در علم معانى نيز بحث از اين قبيل كلمات به اين منظور مىشود كه وقتى اراده كنند قرب مسنداليه را كلمه [ هذا ] را استعمال
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 376
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٧٦