و در آنچه سكّاكى گفته است نظر و تأمّل است زيرا مقاله ايشان مستلزم اينست كه مراد به [ عيشة ] در فرموده حقتعالى [ فهو فى عيشة راضية ] صاحب عيشة باشد چه آنكه وجه اين انتقاد به زودى خواهد آمد و نيز كلام وى مستلزم آنست كه اضافه در مثل [ نهاره صائم ] صحيح نباشد زيرا اضافه شئ به خودش باطل است .
شارح گويد :
ضمير در [ فيه ] به ما ذهب اليه سكّاكى راجعست و در ذيل [ لما سيأتى ] مىگويد :
در همين كتاب خواهد آمد كه مصنّف استعاره بالكنايه را مطابق با مذهب سكّاكى تفسير خواهد نمود و ما قبلا تفسير آن را بمذهب سكّاكى نقل و ذكر نموديم و اين تفسير مقتضى است كه مقصود به فاعل مجازى فاعل حقيقى باشد لذا لازم مىآيد كه مراد به [ عيشة ] صاحب عيشة باشد و اين لازم باطلست زيرا معنائى براى اينكلام نيست كه بگوئيم [ هو فى صاحب عيشة راضية ] .
البته اين اشكال مبنى بر آنست كه مراد به [ عيشة ] و ضمير در راضية يكى باشد .
و در ذيل [ ان لا تصح الاضافة ] مىگويد :
اين انتقاد در هرمورديكه فاعل مجازى بفاعل حقيقى اضافه شده باشد جاريست چه آنكه بعقيده سكّاكى در اين قبيل موارد لازم مىآيد كه شئ به خودش اضافه شده باشد چه آنكه در مثال [ نهاره صائم ] مقصود اين مىشود كه فلان نفسه صائم و حال آنكه شكّى نيستكه اين اضافه صحيح بوده و در قرآن شريف نيز واقع شده است مانند : فما ربحت تجارتهم .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 309
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٠٩