برخى از لوازم مساوى با مشبهبه نسبت داده شود مثل اينكه تشبيه كنند مرگ را به حيوان درّنده سپس مرگ به تنهائى را ذكر نموده و به آن برخى از لوازم درّنده را نسبت دهند مثلا بگويند :
چنگالهاى مرگ در فلانى فرورفت .
سپس در ذيل [ الفاعل الحقيقى ] مىگويد :
مقصود فاعل حقيقى انبات يعنى قادر مختار مىباشد .
و بدنبال [ بقرينه نسبة الانبات ] مىنويسد :
انبات از لوازم مساوى با فاعل حقيقى مىباشد و ضمير در [ اليه ] به ربيع عائد است .
و ضمير در [ غيره ] به مثال انبت الربيع البقل راجعست .
و حاصل استعاره بالكنايه از نظر سكّاكى آنست كه فاعل مجازى را بفاعل حقيقى از حيث آنكه وجود فعل وابستها به آن است تشبيه كرده سپس فاعل مجازى به تنهائى را ذكر مىكنيم و بعد برخى از لوازم فاعل حقيقى را به آن نسبت مىدهيم .
شرح فارسى :
توضيح
رأى سكاكى در مجاز عقلى
سكّاكى بتاتا مجاز عقلى را منكر شده و گفته حق اين استكه مجاز عقلى از مصاديق استعاره بالكنايه است و چنانچه در مبحث فن بيان كه انشاء اللّه خواهد آمد استعاره بالكنايه از نظر سكّاكى عبارتست از ذكر مشبّه و اراده مشبّهبه بكمك قرينه و مقصود از قرينه اينست كه يكى از لوازم مشبهبه را به مشبّه نسبت دهيم چنانچه