قطعيّهاى با آنها هست كه در صورت امعان نظر اين حالت از آنها زائل مىشود به اين لحاظ وجود انكار در ايشان همچون عدم محسوب مىشود و همين جهت مصحّح نفى ريب در قرآن بطور استغراق مىباشد .
قوله : و قيل معنى كونه معه الخ : عبارت [ اذا كان معه ] را ديگران به دو معنا تفسير كردهاند :
1 - با منكر در واقع برهانى باشد كخه او را از انكارش مرتدع سازد
شارح اينمعنا را نپسنديده و مىگويد مجرّد وجود برهان در واقع كافى در ارتداع منكر از انكارش نيست مگر آنكه دليل را تعقّل نموده و به حقيقت آن برسد پس اگر معنيا عبارت مجرّد وجود در نفس الامر و واقع باشد همانطوريكه اين قائل عبارت را تفسير نمود كلام نادرستى است .
2 - منكر اندك عقلى اگر داشته باشد از انكارش مرتدع مىشود .
شارح اين معنى را نپسنديده و مىگويد : با ظاهر عبارت سازش ندارد زيرا اگر مقصود از [ ما ] در [ ما ان تأمّله ] عقل باشد و ضمير مفعولى در [ تأمّله ] به آن راجع باشد چنانچه همينطور هم هست حق اينست كه مفعول را با واسطه بايد آورد و گفت : [ ان تأمّل به ] زيرا عقل مورد تأمّل نيست بلكه واسطه تأمّل مىباشد .
متن : و هكذا اعتبارات النفى .
شرح عربى و هكذا ، اى مثل اعتبارات الاثبات اعتبارات النّفى من التّجريد عن مؤكّدات فى الابتدائى و تقويته بمؤكّد استحسانا فى الطّلبى و وجوب التأكيد بحسب الانكار فى الانكارى تقول لخالى الذّهن : ما زيد قائما او ليس زيد قائما و للطّالب ما زيد بقائم
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 250
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٥٠