منزلع عدم آن قرار داده شده زيرا امريكه شك ايشان را ازاله كند وجود دارد از اينرو بملاحظه امر مذكور صحيح است كه بطور استغراق ريب و ترديد را از ايشان نفى نمود چنانچه بواسطه بودن دلائلى در دست منكر مىتوان انكارش را بمنزله عدم قرار داده و تأكيد را ترك نمود .
شرح فارسى :
توضيح
و گاهى به عكس قبل ، منكر را بمنزله غير منكر قرار ميدهند و اين در جائيست كه نزد وى شواهد و ادلّهاى باشد كه در صورت نگريستن و دقّت در آنها از انكارش مرتدع شود ، پس بالفعل اگرچه تأمّل و دقّتى در آنها ننموده و بالمآل انكارش باقى است لكن همين مقدار كافيست كه وى را غير منكر دانسته و كلام را با وى خالى از وجوه تأكيد آورد چنانچه بشخصى كه منكر اسلام و حقّانيّت آنست مىگوئيم [ اسلام حقّ است ] بدون اينكه از ادات تأكيد استفاده نمائيم و جهتش چنانچه اشاره شد اينست كه با او براهين و ادلّهاى هست كه در صورت رجوع به آنها مطلب برايش ثابت مىشود ، پس در حال حاضر انكارش مستند به تقصير خود او است لذا اگر كلام را تأكيد نكرديم بىوجه نيست و مثالى را كه مصنّف براى تنزيل مزبور ذكر مىكند آيه شريفه [ لا ريب فيه ] است .
شارح در شرح آن مىگويد : معناى [ لا ريب فيه ] اين استكه قرآن در مظان شك و ترديد نبوده و سزاوار نيست احدى در آن مردّد باشد البته اين معنا امرى استكه بسيارى از مخاطبين منكر آن هستند ولى انكارشان بمنزله عدم قرار گرفته چه آنكه دلائل واضحه و براهين
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 249
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٤٩