بعضى گفتهاند : معناى [ با وى دليل و شاهدى باشد ] اينست كه در واقع و نفس الامر دليلى داشته باشد اگرچه خود ملتفت به آن نباشد .
ولى در اين گفتار نظر و تأمل است زيرا مجرّد وجود دليل در ارتداع و بازگشت منكر كافى نيست بلكه مىبايد نزدش حاصل باشد .
و برخى ديگر گفتهاند : معناى اينعبارت آنست كه با وى اندك عقلى وجود داشته باشد .
و در اين مقاله نيز تأمّل و نظر است زيرا اگر مقصود از عبارت مذكور اين مىبود تناسب اقتضاء مىكرد كه گفته شود [ ما ان تأمّل به ] زيرا عقل خود تأمّل نمىكند بلكه تأمّل بواسطهاش واقع مىشود .
سپس در ذيل [ لا ريب فيه ] مىگويد :
ظاهر اينكلام آنست كه مثال باشد براى جعل منكر حكم بمنزله غير منكر و بملاحظه اينكه دليل و شاهد با وى مىباشد تأكيد ترك شده و توضيح آن اينست كه :
معناى [ لا ريب فيه ] آنست كه قرآن در مظنّه شك و ترديد نيست و شايسته و سزاوار نمىباشد كه در آن شك گردد و اينحكم را بسيارى از مخاطبين انكار نمودهاند ولى انكارشان بمنزله عدم انكار فرض شده زيرا دلائلى با ايشان است كه دلالت مىكنند قرآن شايسته شك و ترديد نمىباشد .
و بهتر آنست كه گفته شود اين آيه از قبيل تنزيل وجود چيزى بجاى عدمش مىباشد البته بنابر اينكه امر مزيل شك و ترديد وجود داشته باشد چه آنكه در اينفرض مىتوان گفت شك شككنندگان به
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 248
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٤٨