تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
انشائى بوده يا اخبارى باشد . سپس در ذيل [ منه حقيقة عقلية ] مىنويسد : مصنّف نگفت : امّا حقيقة و اما مجاز ، زيرا برخى از اقسام اسناد از نظر مصنّف نه حقيقت بوده و نه مجاز مىباشد نظير آنكه مىگوئيم : حيوان جسم است و انسان حيوان مىباشد . و نيز مصنّف حقيقت و مجاز را صفت براى اسناد قرار داد نه كلام و جهتش آنست كه اتّصاف كلام بايندو صفت باعتبار اسناد مىباشد و مصنّف بحث از ايندو را در علم معانى آورد به جهت آنكه حقيقت و مجاز از احوال لفظ مىباشند از اينرو در اينعلم داخل هستند . و پس از آن مىگويد : ضمير [ هى ] به حقيقت عقليّه راجع بوده و مقصود از [ معناى فعل ] مصدر و اسم فاعل و اسم مفعول و صفت مشبّهه و اسم تفضيل و ظرف مىباشد و ضمير [ هو ] به فعل يا معناى فعل عود كرده و ضمير در [ له ] به كلمه [ ما ] كه به معناى [ شئ ] است راجع مىباشد همچون فاعل نسبت به فعلى كه براى آن بنا شده در مثال ضرب زيد عمرا يا مفعول در فعلى كه براى آن بنا گشته مثل ضرب عمرو چه آنكه ضاربيّت براى زيد و مضروبيّت نسبت به عمرو ثابت مىباشد . سپس بدنبال [ عند المتكلّم ] مىافزايد : كلمه [ عند ] ظرف است و متعلّق است بقول مصنّف كه گفته [ له ] و به اين قيد [ عند المتكلّم ] آنچه با اعتقاد مطابق است نه واقع داخل در حقيقت عقليّه مىشود . و كلمه [ فى الظّاهر ] نيز متعلّق است به [ له ] و به اين قيد آنچه
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 253 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى