توضيح
امر مردّد است بين اينكه متعلّق نهى كفّ بوده يا ترك باشد چون كفّ امر مقدورى است و ترك غير مقدور مىباشد پس بايد متعلّق آن كفّ باشد :
امّا اينكه كفّ چطور مقدور مكلّف است جهتش اينست كه :
كفّ از امور وجودى است و اين قبيل از اشياء از نظر عقل مستحيل القدرة نبوده ازاينرو به حكم عقل مقدور محسوب شده و هيچگونه منع و محظورى از تعلّق نهى به آن وجود ندارد .
و امّا اينكه چطور ترك مستحيل القدرة است وجهش آنست كه :
ترك يعنى نفى فعل و عدم آن و پرواضح است كه اين معنا بر قدرت سبقت داشته و پيش از آن حاصل بوده است حال اگر نهى به آن تعلّق گرفته و ناهى آن را از مكلّف طلب كند اين نهى از مصاديق طلب حاصل مىشود و طلب حاصل امرى است مستحيل و غيرممكن ازاينرو مطلوب ترك نمىتواند باشد .
قوله : و نفى الفعل يمتنع ان يكون مقدورا له : مقصود از « نفى الفعل » همان ترك بوده و ضمير در « له » به مكلّف راجع است .
قوله : لكونه عدما اصليّا : ضمير در « لكونه » به عدم الفعل راجع است .
قوله : و حاصل قبلها : يعنى قبل از قدرت .
متن :
و الجواب
المنع من انّه غير مقدور ، لانّ نسبة القدرة الى طرفى الوجود و العدم مساوية ، فلو لم يكن نفى الفعل مقدورا لم يكن ايجاده مقدورا ، اذ تأثير صفة
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 605
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٠٥