عقلاء مىباشد .
قوله : و الّا لم يصدق الامتثال : كلمه « و الّا » يعنى و اگر متعلّق آن كفّ نفس مىبود .
متن : احتجّوا :
بانّ النّهى تكليف الّا بمقدور للمكلّف و نفى الفعل يمتنع ان يكون مقدورا له ، لكونه عدما اصليّا و العدم الاصلى سابق على القدرة و حاصل قبلها و تحصيل الحاصل محال .
ترجمه :
استدلال قائلين به دلالت نهى بر كفّ نفس از فعل
قائلين به دلالت نهى بر كفّ در مقام احتجاج و استدلال فرمودهاند :
نهى تكليف است و تكليف صرفا بامرى كه مقدور مكلّف است تعلّق مىگيرد و نفى نمودن و انجام ندادن فعل به ملاحظه اينكه عدم ازلى و اصلى است چون مقدور وى نيست و بر قدرت سابق بوده و پيش از آن حاصل است و تحصيل حاصل امر محالى است لا جرم براى متعلّق نهى واقع شدن صلاحيّت ندارد پس الزاما بايد مدلول و متعلّق آن كفّ نفس از فعل باشد .
تفصيل
حاصل استدلال ايشان اينست كه فرمودهاند :
نهى همچون امر تكليف مىباشد و متعلّق تكليف عقلا بايد در قدرت مكلّف باشد و چون ترك امر مقدور نبوده بخلاف كفّ لا جرم متعلّق آن كفّ مىباشد .