تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
آلام و اسقاط دردها هستند پس نمىتوان به آنها اسم نفع اطلاق كرد مگر به اندكى از آنها ازاين‌رو منافع دنيوى را نمىتوان غرض از ايجاد اين مخلوق شريف دانست على الخصوص كه اين منافع مستمرّ نبوده و از طرف ديگر با درد و آلام دوچندان مشوب و همراه مىباشند . پس به ناچار غرض از خلقت انسان مىبايد امر ديگرى كه متعلّق به منافع اخروى است بوده باشد و چون اين نفع از اعظم مطالب و پربهاترين عطايا بوده لاجرم بهر طالبى بذل و اعطاء نشده بلكه صرفا به طالبينى داده مىشود كه استحقاق آن را داشته باشند و چون استحقاق صرفا به واسطه عمل در اين دار فانى بوده و عمل مسبوق به معرفت چگونگى آن و كيفيّتى است كه اين علم شريف يعنى فقه برآن مشتمل مىباشد ازاين‌رو تحصيل اين نفع عظيم ما را جدّا به طرف اين علم كشانيده . متن : و قد روينا بالاسناد السّابق و غيره عن محمّد بن يعقوب ، عن محمّد بن اسماعيل ، عن الفضل بن شاذان ، عن ابن ابى عمير ، عن جميل بن درّاج ، عن ابان بن تغلب ، عن ابى عبد اللّه عليه السّلام قال : لوددت انّ اصحابى ضربت رءوسهم بالسّياط حتّى يتفقّهوا فى الدّين . ترجمه : به اسناد سابق الذّكر و غير آن از محمّد بن يعقوب كلينى به سندى كه مذكور است از مولانا الصّادق عليه السّلام كه فرمودند : دوست دارم كه اصحاب و ياران خود را با تازيانه وادار نمايم تا در دين تفقّه و بصيرت پيدا كنند . متن : عنه ، عن علىّ بن محمّد بن عبد اللّه ، عن احمد بن محمّد بن خالد بن عمّار ، عن عثمان بن عيسى ، عن علىّ بن ابى حمزة قال : سمعت ابا عبد اللّه عليه السّلام يقول : تفقّهوا فى الدّين ، فانّه من لم