نيز حرام مىباشد ، زيرا امرى كه مستلزم حرام بوده ، خود نيز حرام است .
جواب
اگر مقصود از « استلزام » اقتضاء و علّت بودن است ، مقدّمه اوّلى را قبول نداريم و اگر منظور از آن صرف عدم انفكاك و جدائى در وجود خارجى است كه مجازا اين معنا از « استلزام » اراده شده مقدّمه اخير را تسليم نمىشويم .
تفصيل
حاصل دليل دوّمى كه قائلين بتفصيل اقامه نمودهاند اينست كه :
ضدّ خاصّ مأمور به مستلزم ترك آن مىباشد چه آنكه بديهى و روشن است خواب وقتى ضدّ نماز بود به واسطه انجام خواب نماز ترك مىگردد .
و وقتى چنين بود قطعا ترك مأمور به حرام است در نتيجه فعل ضدّ يعنى خواب نيز بايد حرام باشد چه آنكه مستلزم امر حرام نيز بايد حرام باشد .
و به عبارت ديگر :
اين استدلال مركّب از قياس شكل اوّل بشرح ذيل است :
فعل ضدّ خاصّ مستلزم ترك مأمور به بوده كه آن حرام مىباشد ( صغرى ) .
و هر مستلزم حرامى ، حرام است ( كبرى ) .
پس فعل ضدّ نيز بايد حرام باشد ( نتيجه ) .
جواب از دليل دوّم
مقصود از اينكه مىگوييد فعل ضدّ خاصّ مستلزم ترك مأمور به است