مانند و نظير برهانى است كه ما براى اثبات مدّعاى خويش به آن تمسّك جستيم .
و بر ثبوت اقتضا معنا به دو دليل متوسّل شدهاند :
دليل اوّل
فعل و انجام واجب يعنى مأمور به تحقّق پيدا نمىكند مگر به واسطه ترك ضدّش و آنچه تحقّق واجب به آن وابسته باشد واجب است بنابراين ترك فعل ضدّ خاصّ لازم و واجب مىباشد و اين همان معناى نهى از ضدّ است .
جواب
جواب اين استدلال از آنچه در گذشتهاى نزديك ذكر نموديم دانسته مىشود ، چه آنكه مىگوييم :
ما وجوب هر مقدّمهاى را قبول نداريم ، بلكه وجوب صرفا اختصاص به سبب دارد نه ديگر مقدّمات چنانچه بحث آن گذشت .
تفصيل
كسانى كه قائل بتفصيل بوده و مىفرماين :
امر به شىء لفظا مقتضى نهى از ضدّ نبوده بلكه معنا دلالت برآن دارد براى اين تفصيل و اثبات آن استدلالشان را به دو بخش نمودهاند :
بخشى را اختصاص به مدّعاى اوّل يعنى نفى اقتضاء و دلالت لفظى داده و بخش ديگر را جهت اثبات اقتضاء و دلالت معنوى طرح و عنوان نمودهاند .
در قسمت اوّل به همان دليلى كه ما براى اثبات مختار خود آورديم متمسّك شده و گفتهاند :