ترجمه :
استدلال مانعين از جواز استعمال لفظ در معناى حقيقى و مجازى
ايشان در مقام استدلال گفتهاند :
اگر استعمال لفظ در دو معناى حقيقى و مجازى جايز باشد لازم مىآيد كه بين دو معناى متنافى جمع شود .
بيان ملازمه
امّا بيان ملازمه ، پس بخاطر آنست كه از شرائط مجاز و جواز آن اينست كه قرينهاى كه از اراده حقيقت مانع باشد بايد برآن نصب نمود و به همين جهت است كه علماء معانى و بيان گفتهاند :
معناى مجازى ملزوم قرينهاى است كه با اراده معناى حقيقى معاند و منافى است .
و ملزوم معاند چيزى با آن چيز نيز معاند خواهد بود و در غير اين صورت لازم مىآيد كه ملزوم بدون لازم صادق باشد و اين امر محال و غير ممكنست .
و همين ايشان ( علماء معانى و بيان ) لزوم قرينه در مجاز را فرق بين آن و كنايه قرار دادهاند و در اين هنگام وقتى متكلّم لفظ را در هر دو معناى حقيقى و مجازى استعمال نمود پس باعتبار اراده معناى حقيقى استعمال لفظ در موضوع له را اراده كرده و به ملاحظه اراده معناى مجازى آن را اراده ننموده و اين همان جمع بين دو معناى متنافى است كه بعنوان لازم از آن ياد كرديم .
و امّا بطلان آن واضح و روشن است .