تكليف بوده يعنى بالغ و عاقل و ملتفت هستند متوجّه است و آنها عبارتند از پنج حكم :
وجوب ، حرمت ، استحباب ، كراهت ، اباحه .
احكام وضعى : آن دسته از دستوراتى است كه تنها به مكلّفين متوجّه نبوده بلكه بجمله افراد تعلّق مىگيرد اعمّ از بالغ و نابالغ ، عاقل و ديوانه ، ملتفت يا غافل همچون صحّت و فساد و ضمان و امثال اينها .
فلذا اگر طفل نابالغى يا شخصى در خواب مال كسى را تلف كند ضامن مىباشد يا معامله طفل غير مميّز را باطل و فاسد مىدانند .
قوله : من حيث كونها عوارض الخ : ضمير در « كونها » به احكام خمسه تكليفى و وضعى راجع است .
قوله : كان موضوعه : يعنى موضوع علم فقه .
قوله : من حيث الاقتضاء و التّخيير : قيد اقتضاء براى داخل نمودن چهار تا از احكام تكليفى يعنى غير اباحه بوده و « تخيير » براى خصوص اباحه مىباشد .
توضيح
افعال مكلّفين يا مقتضى براى خطاب و تعلّق تكليف بوده و يا چنين نمىباشند در صورت دوّم هريك از خطاب و عدم خطاب نسبت به آن در مرحله تساوى بوده ازاينرو مكلّف در فعل و ترك آن مخيّر است و اصطلاحا از آن به اباحه به معناى اخصّ نام مىبرند .
و در فرض اوّل يا فعل اقتضاى فعل داشته و يا ترك .
اگر در آن اقتضاى فعل باشد يا از ترك آن منع مىكند و يا نمىنمايد ، درصورتىكه مانع از ترك باشد حكم عارض برآن وجوب نام داشته و در فرض عدم مانع از ترك حكم لاحق برآن استحباب يا ندب ناميده مىشود .