امارهاى است كه باعث ترجيح ادلّه اجتهادى يعنى حجج و براهينى كه نظر بواقع داشته و كاشف از آن هستند مىباشد قهرا مرجّح نيز بايد نسبت بواقع كاشف ظنّى باشد .
امّا اصول و ادلّهاى كه صرفا وظيفه مقرّره براى شاك و جاهل بوده بدون اينكه كوچكترين نظرى بواقع داشته باشند وجود و عدمشان در اين باب اثرى نداشته فلذا مرحوم مصنّف توجّهى به اين گونه از ادلّه ندارند .
قوله : و الاقوى فيه ايضا : ضمير در « فيه » به مورد تعارض نصّين راجع است .
قوله : عدا ما تقدّم الخ : مقصود ادلّه اخبارىها است .
قوله : و بعض ما ورد الخ : معطوف است به « ما تقدّم » .
متن :
و هذه الرّواية و ان كانت اخصّ من اخبار التخيير الّا انّها ضعيفة السّند و قد طعن صاحب الحدائق فيها و فى كتاب الغوالى و صاحبه فقال :
انّ الرواية المذكورة لم نقف عليها فى غير كتاب الغوالى مع ما هى عليها من الارسال و ما عليه الكتاب المذكور من نسبة صاحبه الى التّساهل فى نقل الاخبار و الاهمال و خلط غثّها بسمينها و صحيحها بسقيمها كما لا يخفى على من لاحظ الكتاب المذكور انتهى .
ترجمه :
گفتار مرحوم بحرانى در پيرامون حديث و كتاب غوالى و صاحب آن
مرحوم مصنّف مىفرماين :
اين روايت اگرچه از اخبار تخيير اخصّ مىباشد ولى در عين حال سندش ضعيف بوده بطورى كه مرحوم صاحب حدائق در آن و كتاب غوالى و صاحب آن طعن وارد نموده و فرموده است :
روايت مذكور را تنها در اين كتاب ديده و به آن در كتب ديگر برنخوردهايم .
مضافا به ضعفى كه در آن بواسطه ارسال وجود داشته و از اين گذشته صاحب اين كتاب چون در نقل اخبار بنايش بر اهمال و تساهل و اختلاط روايات ضعيف به