مدّعاى ايشان دلالت ندارد .
و نيز برخى از ادلّهايكه در خصوص مورد تعارض نصّين بدست ما رسيده مانند روايتى كه در كتاب « غوالى اللّئالى » نقل شده و آن حديثى است كه از مرحوم علّامه تا زراره سندش حذف شده و از اينرو بمرفوعه علّامه ( ره ) معروف است ، در اينحديث زراره از مولانا ابيجعفر عليه السّلام اينطور سؤال مىنمايد :
فدايت شوم : از شما دو خبر يا دو حديث متعارض بدست ما مىرسد ، ما بكداميك عمل نمائيم ؟
حضرت مىفرماين : اى زراره به آنچه بين ياران و هممذهبانت مشهور است عمل نموده و آنچه شاذّ و نادر است و اصحابت به آن عمل نكردهاند واگذار .
پرسيدم : آقاى من ، اگر هردو بين اصحاب مشهور بوده و دو تا از شما روايت شده و بما رسيده باشد آنگاه بايد چه كرد ؟
فرمودند : حديثى را كه شخص اعدل و موثّقتر از نظر تو نقل كرده اخذ نما .
پرسيدم : اگر هردو عادل و پسنديده و از نظر من موثّق بودند چه بايد نمود ؟
فرمودند : به دو حديث بنگر ، آنچه از آن دو با رأى عامّه موافق بود پس ترك نموده و به آنچه با ايشان مخالف است اخذ بكن چه آنكه حق در خلاف رأى آنها است .
پرسيدم : بسا هردو حديث با ايشان موافق يا مخالف است در اينجا وظيفه چيست ؟
فرمودند : بحديثى اخذ كن كه مضمونش با احتياط در دينت موافق است و آنچه با احتياط مخالف است ترك نما .
پرسيدم : اگر هردو با احتياط موافق يا احيانا مخالف بودند چه كار بايد كرد ؟
فرمودند : در چنين صورتى هركدام را كه خواستى اختيار نموده و ديگرى را ترك نما . تا آخر حديث شريف .
شرح مقصود
قوله : و عدم ثبوت ما يكون مرجّحا لاحدهما : مقصود از « مرجّح احدهما » دليل و