وجه اهتمام اصحاب بر تنقيح اخبار و داعى ايشان برآن
سپس مىفرماين :
داعى اصحاب بر اهتمام ياد شده و شدّت احتياطشان برآن مضافا بخاطر دو نكتهاى كه در ذيل نقل مىشود ازآنجهت بوده است كه برآن آگاه شده و ائمّه طاهرين عليهم السّلام ايشان را برآن واقف و متنبّه ساختهاند و آن اينست كه كذّابين در اخبار دست برده و در كتب اصحاب ائمّه معصومين عليهم السّلام اخبار مجعول و دروغين قرار دادهاند چنانچه از روايات بسيارى اين معنا ظاهر مىشود كه بعدا آنها را ذكر مىكنيم امّا دو جهتى كه به آن اشاره شد عبارتند از :
الف : اين روايات اساس دين بوده و قوام و بنيان شريعت سيّد المرسلين و خاتم النّبيّين به آنها وابسته است فلذا امام عليه السّلام در شأن جماعتى از نقله و روات همين اخبار فرمودهاند اگر ايشان نبودند آثار نبوّت كهنه و مندرس شده بود .
ب : مردم راضى نبودند نسبت به قضايا و حكايات تاريخى كه بر دروغين بودن آنها هيچگونه اثر دينى و دنيوى مترتّب نبود اخبار غير واقع و كاذب بشنوند بنابراين بطريق اولى از اخبار مربوط به امر دين كه جعلى و كاذب بود غير خشنود بودند لذا سعى مصنّفين كتب اين بود كه كتبشان از اشتمال بر روايات اكاذيب و غير صحيح منقّح بوده بهطورىكه اشخاصى كه بعدا به آنها رجوع مىنمايند باشتباه و ضلالت نيفتند چنانچه امام عليه السّلام به ايشان خبر داد و فرمود :
زمانى بر مردم بيايد كه هرجومرج بوده و ايشان به غير كتبشان با چيز ديگرى مأنوس نيستند .
و چنانچه مرحوم كلينى نيز در ديباچه كافى به آن اشاره كرده و فرموده :
كتابش را به نحوى ترتيب داده كه براى مرجع بودن جميع كسانى كه بعدا خواهند آمد صلاحيّت داشته باشد .
قوله : الدّاعى : مبتداء است و خبرش « ما تنبّهوا له » مىشود .
متن : منها : انّه عرض يونس بن عبد الرّحمن على سيّدنا ابى الحسن الرّضا كتب جماعة من اصحاب الباقر و الصّادق عليهما السّلام ، فانكر منها احاديث كثيرة ان