طريق اوّل
طريق اوّل آنست كه اقوال علماء و آراء ايشان را از زمان خود تا عصر مرحوم شيخ طوسى و مفيد رحمة اللّه عليهما بررسى و مطالعه نموده و از مجموع آنها قطع و يقين پيدا كنيم كه جملگى عمل بخبر واحد را حجّت مىدانند و اين قطع باتّفاق كاشف است از رضاى امام عليه السّلام به اين حكم يا قطع مزبور حاكى است از وجود نصّ معتبرى كه دلالت بر حجّيّت خبر واحد دارد .
البتّه اگرچه مرحوم سيّد و اتباع ايشان در اين مسئله مخالف بوده و حكم بعدم حجّيت خبر واحد كردهاند ولى مخالفت ايشان در تحقّق اجماع قادح و مضرّ نمىباشد و وجه عدم قدح يا اينست كه ايشان معلوم النسب بوده چنانچه مرحوم شيخ در كتاب عدّة الاصول اين وجه را آورده و يا آنكه در تحقق اجماع اتّفاق همه علماء شرط نمىباشد چنانچه بنا بر طريقه متأخّرين كه اجماع را بر اساس حدس حجّت مىدانند حكم چنين است و يا وجه آن بيانى است كه مرحوم علّامه در كتاب نهايه آورده و فرمودهاند :
مخالفت سيّد ( ره ) و اتباع ايشان بخاطر شبههاى است كه بر ايشان حاصل شده است و آن اينست كه ايشان پنداشتهاند عمل بخبر واحد از نظر فقهاء شيعه همچون عمل بقياس و استحسان است درحالىكه واقع امر چنين نمىباشد .
شرح مقصود قوله : فى مقابل السيّد و اتباعه : كه ايشان بطور كلّى خبر واحد را حجّت نمىدانند .
قوله : و طريق تحصيله : يعنى تحصيل اجماع .
قوله : على سبيل منع الخلوّ : يعنى تحصيل اجماع قطعا به يكى از اين دو نحو حاصل شده و رسيدن باجماع خالى از هر دو نمىتواند باشد .
قوله : فيحصل من ذلك : مشار اليه « ذلك » اقوال علماء من زماننا الى زمان الشّيخين مىباشد .
قوله : عن رضى الامام عليه السّلام بالحكم : مقصود از « حكم » حجّيت خبر