تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 735

مساهمون:

ص٧٣٥
تكليف فعلى نبوده قهرا مقدّمه‌اش نيز كه معرفت و تحصيل علم باشد وجوبى ندارد و پس از حصول شرط و آمدن وقت چون مكلّف از واجب غافل بوده و از آوردنش متمكّن نيست معنا ندارد كه وجوب فعلى بوى متوجّه باشد در نتيجه مىتواند آن را ترك نمايد و لذا مرحوم محقّق اردبيلى و صاحب مدارك براى رفع اين اشكال فرموده‌اند : ملتزم مىشويم كه تفقّه و تعلّم وجوب نفسى تهيئى داشته بنابراين عقوبت بر ترك نفس آن بوده نه بر آنچه ترك تعلّم به آن منجر شده يعنى مخالفت با واقع ازاين‌رو در واجب مشروط و موقّت نيز همچون سائر موارد فحص و تعلّم لازم بوده حتّى قبل از حصول شرط و آمدن وقت و در صورتى كه مكلّف آن را ترك كند مستحقّ عقوبت مىباشد و سپس فرموده‌اند : وقتى در واجب مشروط و موقت اشكال به اين بيان حلّ و مرتفع گرديد در صورتى كه در غير اين دو امر بر كسى مشكل گشته و در استحقاق عقوبت منتهى شدن به اختيار صادق نيايد و در نتيجه فعل واجب در حقّش مغفول عنه محسوب شود كه ترك آن بالمآل امر غير اختيارى است براى رفع اين اشكال و صعوبت به همين بيان بايد متمسّك شده و بگوئيم وجوب تحصيل معرفت وجوب نفسى است قهرا تركش موجب استحقاق عقاب بر نفس آن مىباشد . تحرير و شرح قوله : و يشكل فى الواجب الخ : ضمير نائب فاعلى در « يشكل » به استحقاق عقوبت راجع است . قوله : فى الواجب المشروط : مثل حجّ نسبت به استطاعت . قوله : و الموقّت : مانند حجّ نسبت به ايّام و موسم حجّ . قوله : و لو ادّى تركهما قبل الشّرط و الوقت : ضمير در « تركهما » به تعلّم و فحص راجع است .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 735 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى