چه آنكه هم اشتراك لفظى و هم مجاز هر دو بر خلاف اصل و قاعده مىباشند در نتيجه احتمال سوّم ثابت شده و از آن مفرّ و گريزى نمىباشد .
جواب مرحوم مصنّف از استدلال مذكور
مرحوم مصنّف مىفرماين :
اين استدلال مفيد نبوده و مثبت مدّعا نمىباشد و جهتش آنست كه اساس آن مبتنى بر همان قواعد استحسانيّه باب تعارض احوال است كه قبلا در جهت اوّل و نيز در مبحث تعارض احوال ضعف و سستى آنها را گوشزد كرده و گفتيم كلّيّه ادلّه و وجوهى كه در اين مبحث ذكر شده غير قابل اعتماد و استناد است ازاينرو تقرير مذكور در اينجا بيان تازه و جديدى نبوده و ما براى عدم اطاله كلام از تضعيف تفصيلى و بيان وجه ردّ آن در اينجا صرفنظر كرده و طالبين را به ابحاث گذشته ارجاع مىدهيم .
استدلال ديگر براى اشتراك معنوى و بيان ضعف آن
برخى ديگر از اصوليّون براى اثبات مشترك معنوى بودن امر به اين بيان متمسّك شدهاند :
انجام فعل مندوب و عمل نمودن به مستحبّات بدون شبهه طاعت است و هر طاعتى نيز مأمور به بوده ، پس در نتيجه فعل مندوب و عمل استحبابى نيز بايد مأمور به باشد .
پس حاصل اين استدلال مركّب است از صغرا و كبرائى كه به شكل اوّل مىباشد .
مرحوم مصنّف در جواب از آن مىفرماين :