تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
مىداند معناى حقيقى لفظ اسد حيوان مفترس و معناى مجازى آن مرد شجاع مىباشد ولى برايش معلوم نيست كه متكلّم از لفظ و كلامش كداميك را اراده كرده . در چنين مقامى امارات و اصولى است از قبيل اصالة الحقيقة كه با آن مراد متكلّم را مشخّص مىنمايند . مقام دوّم : آنكه مخاطب بداند متكلّم لفظى را در دو معنا يا بيشتر استعمال نموده ولى نداند كداميك حقيقت بوده و كدام معناى مجازى است در اينجا براى تشخيص حقيقت از مجاز علائم و نشانه‌هائى نقل شده از جمله تبادر مىباشد .

مقصود از تبادر

مقصود از تبادر اينست كه پس از القاء لفظ بدون قرينه صرف الوجود آن كافى براى خطور معنا به قلب و انتقال مخاطب از آن به معنا باشد لذا پس از انتقال به چنين معنائى معلوم مىشود كه اين معنا موضوع له و معناى حقيقى لفظ مىباشد .

اشكال بر علامت بودن تبادر

اشكالى كه در اين مقام شده و بدين‌وسيله مستشكل علامت بودن تبادر براى حقيقى بودن را انكار كرده آنست كه لازمه علامت بودن تبادر اشكال دور مىباشد و چون دور عقلا مستحيل و غيرممكنست لاجرم تبادر را نمىتوان علامت حقيقت دانست .

بيان لزوم دور

پرواضح است كه انسباق و مبادرت معنا به ذهن فرع برآن است كه شخص علم و اطّلاع بموضوع له داشته باشد زيرا بديهى و آشكار است جاهل