ماضى است .
تتمّه مبحث « لو »
شارح گويد :
جواب « لو » يا فعلى است كه معنا ماضى بوده مانند :
لو لم يخف الله لم يعصه ( اگر از خدا نمىترسيد سرپيچى نمىكرد ) .
شاهد در « لم يعصه » بوده كه لفظا مضارع است ولى معنا ماضى مىباشد .
يا از نظر وضع ماضى است اعمّ از آنكه مثبت بوده يا منفى به « ما » باشد منتهى در صورت مثبت بودن اقترانش به « لام » بيشتر است از عدم اقترانش به آن .
مثال اقتران آن به « لام » مانند فرموده حقتعالى :
لو علم اللّه فيهم خيرا لا سمعهم .
( اگر خداوند در ايشان خيرى را مىدانست به ايشان مىشنواند ) .
شاهد در « اسمعهم » است كه جواب « لو » بوده و مثبت است و چنانچه مىبينيم مقرون با « لام » مىباشد .
و مثال عدم اقتران آن به « لام » همچون فرموده ديگر حقتعالى :
لو تركوا من خلفهم ذرّيّة ضعافا خافوا .
( اگر بترسند كه از ايشان كودكان ناتوان باقى ماند و زيردست مردم شوند . . . ) .
شاهد در « خافوا » است كه جواب « لو » بوده و مثبت است و همان طورى كه مىبينيم بدون « لام » مىباشد .
و در صورتى كه جواب منفى به « ما » باشد امر به عكس است يعنى اقترانش به « لام » كمتر است از ترك آن .
مثال ترك « لام » همچون فرموده حقتعالى :
و لو شاء الله ما اقتتلوا .
( اگر خدا مىخواست كشتار نمىكردند ) .
شاهد در « اقتتلوا » است كه جواب « لو » بوده و منفى است و همانطورى كه مىبينيم بدون « لام » مىباشد .
مثال اقتران جواب با « لام » مانند آنچه در قول شاعر آمده :
و لو نعطى الخيار لما افترقنا * و لكنّ الخيار مع اللّيالى