تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2118

مساهمون:

ص٢١١٨
است كه در اصل « وعد » بوده ، سپس واو را كه فاء الفعل آن بود حذف كرده و عوض واو محذوفه در آخرش تاء آورديم . مصنّف گويد : و حذف همزه « افعل » در مضارع و دو صيغه وصف مستمر است . شارح گويد : منظور اينست كه در باب « افعال » شايع و مستمر است كه همزه باب را در فعل مضارعش حذف مىكنند مثلا در متكلّم وحده از اين فعل مىگويند : أكرم در حالى كه اصل آن اأكرم بوده و چون در همزه اجتماع كرده بودند همزه دوّم كه همزه اين باب است را حذف كردند و اصل حذف همزه در همين صيغه متكلّم وحده بوده و در بقيه صيغ حذف همزه طردا للباب صورت مىگيرد مانند حذف همزه در صيغه‌هاى : يكرم و تكرم و نكرم . سپس شارح گويد : و نيز دردو صيغه وصف از اين باب ( باب افعال ) يعنى در اسم فاعل و اسم مفعول همزه باب را حذف مىكنند مانند : مكرم و مكرم چه آنكه اصل ايندو ماكرم و ماكرم بوده كه پس از حذف همزه به صورت فعلى درآمده‌اند . مصنّف گويد : ظلت و ظلت در « ظللت » استعمال شده و قرن در اقررن مستعمل بوده و در آن قرن نيز نقل گرديده است . شارح گويد : مقصود اينست كه : در ظللت ( بفتح ظاء و كسر لام اوّلى ) كه ماضى مضاعف مكسور العين و صيغه متكلّم وحده است دو لغت ديگر استعمال شده : 1 - ظلت ( بفتح ظاء ) . 2 - ظلت ( بكسر آن ) . البتّه لغت دوّم بنابر اينست كه ابتداء حركت عين را به فاء نقل داده و سپس عين الفعل را حذف نموده‌ايم و در لغت اوّل صرفا عين الفعل را حذف كرده‌ايم بدون اينكه نقل حركتى صورت بگيرد . و امّا لفظ سوّميكه « ظللت » باشد مطابق با اصل بوده و آن را با تمام حروفش