مىباشد مانند : عدا دو وجه جايز است :
1 - تصحيح و عدم اعلال .
2 - اعلال .
منتهى تصحيح بهتر است لذا در اسم مفعولش بگو : معدوّ ، بنابراين اگر وجه مرجوح را اختيار كردى در آن بگو : معدىّ .
بخلاف اسم مفعولى كه از فعل مكسور العين بناء شده همچون : مرضىّ يا از معتلّ اللّامى ساخته شده كه لامش ياء مىباشد همچون : مرمىّ كه اعلال در ايندو بهتر از تصحيح مىباشد .
مصنّف گويد :
اسمائى كه بروزن « فعول » بوده و داراى « واو » باشند در آنها دو وجه جايز است اعم از آنكه « واو » لام الفعل در جمع بوده يا در مفرد واقع شده باشد .
شارح گويد :
مقصود از « دو وجه » تصحيح و اعلال بوده و كلمه « ذا » به معناى صاحب بوده و حال است و عاملش « جاء الفعول » بضمّ فاء مىباشد و به هرصورت مثال آنچه مصنّف در اينجا گفته همچون : عصىّ و ابوّ و علوّ و عتىّ .
« عصىّ و ابوّ » شاهد هستند براى جمعى كه لام الفعلشان واو بوده لذا اوّلى اعلال شده و واوش را به ياء قلب كرده و دوّمى را صحيح آوردهاند .
چه آنكه « عصى » جمع « عصا » بوده و آن در اصل عصوى بوده يا واو و ياء در اين كلمه اجتماع كرده ، اوّلى آن دو ساكن مىباشد لذا آن را به ياء قلب كرده و در ياء دوّم ادغام نموده و سپس ضمّه صاد را به مناسبت ياء به كسره تبديل نموده عصىّ شد .
امّا « ابوّ » : جمع اب است كه در اصل « أبو » بوده پس آن را به حال خود باقى گذارده و هيچ اعلالى در آن صورت ندادهايم .
و امّا دو مثال اخير يعنى « علوّ » و « عتىّ » شاهد هستند براى مفرد كه اوّلى آن دو را صحيح آورده و در دوّمى اعلال واقع شده است .
اصل « عتىّ » عتوّ بوده بروزن فعول ، واو را به ياء قلب كرده ، و ضمّه تاء را به كسره در نتيجه « عتىّ » شد .
لازم به تذكّر است كه « من » در كلام مصنّف ، بيانيّه مىباشد .
مصنّف گويد :
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2110
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢١١٠