تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2086

مساهمون:

ص٢٠٨٦
قوى مخفّف قوى . ( و شذّ معطى غير ما قد رسما كالإعلال العارض السّابق فى قولهم ريّة و تركه مع استيفاء الشّروط فى قولهم ضيون و الإعلال بقلب الياء واوا فى قولهم هو نهوّ عن المنكر . ترجمه و شرح :

فصل در بيان نوعى از ابدال

مصنّف گويد : اگر حرف سابق الذكر يعنى « واو » و « ياء » ساكن و متّصل بوده و از عروض عارى و مجرّد باشد البتّه واو را به ياء قلب كن در حالى كه ياء را در ياء ادغام مىكنى . شارح گويد : مقصود از « اتّصلا » يعنى واو و ياء در يك كلمه باشند . و مراد از « و من عروض عريا » اينست كه واو و ياء از قلب شدن از غير عارى و مجرّد باشند به اين معنا كه در اصل حرفى غير از آنچه فعلا هستند نباشند . و منظور از « مدغما » اينست كه پس از قلب نمودن واو به ياء ، ياء را در ياء ديگر بايد ادغام نمود مانند : هيّن . اصل آن هيون بوده و چنانچه مىبينيم واو و ياء در يك كلمه بوده و اوّلى از آن دو يعنى ياء ساكن است و از حرف ديگرى نيز قلب نشده لذا واو را به ياء ادغام كرده و سپس ياء را در ياء ادغام مىكنيم به صورت « هيّن » در مىآيد بخلاف آنجائى كه ايندو متّصل نبوده بلكه در دو كلمه واقع شده باشند مانند : ابنى وافد . چه آنكه ياء و واو متّصل نبوده و در دو كلمه آمده‌اند لذا حرف دوّم يعنى « واو » را به ياء قلب نمىكنيم . و نيز بخلاف موردى كه حرف سابق يا سكون آن عارضى باشد مانند : رويه ( مخفّف رؤية ) بنابراين « واو » عارضى است و اصل آن همزه مىباشد . و نظير : قوى ( به سكون واو ) . اين كلمه مخفّفقوى ( به كسر واو ) مىباشد كه به جهت تخفيف واو را ساكن كرده‌اند پس سكون واو عارضى است نه اصلى لذا در اين دو كلمه و امثال آنها قلب مذكور اجراء و عملى نمىگردد . مصنّف گويد :