قرئى بروزن برثن و قرئى بروزن جعفر و قرئى بروزن زبرج و قرئى بروزن قمطر كه جملگى از مادّه « قراء » يعنى طلب ضيافت مىباشند و « ياء » در مثال اخير كه بروزن « قمطر » است سالم مىباشد زيرا ما قبلش ساكن است و در مثال سوّم كه بروزن « زبرج » است ساكن بوده زيرا همچون ياء قاض مىباشد و در مثال دوّم كه بروزن « جعفر » است به الف قلب مىشود زيرا متحرّك و ماقبل مفتوح مىباشد و در مثال اوّل كه بروزن « برثن » است آنچه در « ايد » عمل شده به آن نيز بجا آوردهايم يعنى آن را ساكن كرده و ضمّه ماقبلش را به كسره بدل نمودهايم زيرا مناسبت مقتضى است كه قبل از ياء كسره باشد نه ضمّه .
مصنّف گويد :
و در همزه دوّم « أومّ » و نظير آن دو وجه را قصد كن .
شارح گويد :
مقصود از « نظير أؤمّ » هركلمهاى است كه داراى دو همزه بوده و اوّلى آن مفتوح و دوّمى مضموم باشد .
و منظور از « دو وجه مذكور » قلب همزه دوّم به واو و ابقائش برحال خود مىباشد .
متن : « 953 »
و ياء اقلب ألفا كسرا تلا * أو ياء تصغير بواو ذا افعلا
تجزيه و تركيب
واو : عاطفه .
ياءا : مفعول دوّم براى « اقلب » .
اقلب : فعل امر ، مفرد ، مذكّر ، حاضر ، متعدّى به دو مفعول .
الفا : مفعول اوّل براى « اقلب » ، موصوف .
كسرا : مفعول مقدّم براى « تلا » .
تلا : فعل ماضى ، مفرد ، مؤنّث ، غائب و ضمير فاعلى در آن مستتر است و جمله فعل و فاعل و مفعول صفت است براى « الفا » .
او : حرف عطف .
ياء : اسم ، مضاف ، معطوف به « كسرا » .