تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2061

مساهمون:

ص٢٠٦١
و نيز مثل « هراوه » وقتى جمع بسته شود همزه آن را به « واو » بايد قلب نمود زيرا جمع آن « هرائى » شده سپس بخاطر سنگينى همزه را مفتوح ساخته و پس از آن به ياء قلب شده و هرايى مىگردد و چون اجتماع دو حرف متماثل در يك كلمه مكروه مىباشد براى رفع آن ياء اوّل را به « واو » قلب كرده « هراوى » مىگردد . مصنّف گويد : « واو » اوّل را به همزه بايد ردّ نمود به شرطى كه در ابتداء كلمه بوده و به « ووفى » شباهت نداشته باشد . شارح گويد : مقصود اينست كه : هرگاه دو « واو » در يك كلمه پشت سر هم باشند اوّلى را به همزه مبدّل مىكنند مشروط به دو شرط . الف : در ابتداء كلمه باشند . ب : شباهت به « ووفى » نداشته باشند . مانند : اواصل كه در اصل و و اصل بوده سپس واو اوّل را به همزه بدل نموديم بخلاف آنجائى كه در ابتداء كلمه واقع شده ولى شباهت به « ووفى » داشته باشند . مقصود از « شبيه به ووفى » كلمه‌اى است كه داراى دو واو بوده و دوّمى آنها از « الف » فاعل به واو قلب شده باشد چه آنكه اصل « ووفى » وافى بوده و آن ماضى معلوم بوده سپس مجهولش كرديم در نتيجه واو دوّم از الف پديد آمد . و به هرصورت در كلمه « ووفى » و آنچه شبيه به آن باشد ، واو دوّم را به همزه قلب و تبديل نمىكنيم . متن : « 949 »
و مدّا ابدل ثانى الهمزين من * كلمة ان يسكن كاثرو أوتمن
تجزيه و تركيب واو : عاطفه . مدّا : مفعول دوّم براى « ابدل » . ابدل : فعل امر ، مفرد ، مذكّر ، حاضر . ثانى : اسم ، مضاف ، مفعول اوّل براى « ابدل » . الهمزين : مضاف اليه .