پرش به محتوای اصلی

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحه 2046

پدیدآورندگان:

ص۲۰۴۶
مقصود اينست كه « هاء » در چند مورد زائد مىباشد . 1 - در موردى كه به ماء استفهاميّه مجرور در حال وقف ملحق مىشود مانند : لمه كه در اصل « لما » بوده و هاء را در حال وقف به آن متّصل كرده‌اند و نيز نظير : جئت مجيئى مه ( آمدم آمدن چه چيز ؟ ) شاهد در « مه » است كه مضاف اليه « مجيئ » بوده و در اصل « ما » مىباشد كه در حال وقف « هاء » را به آن اضافه كرده‌اند . 2 - هائى كه به فعل مضارع مجزوم متّصل مىشود مانند : لم تره و لم يقضه . 3 - هاء در « امّهات » و « اهراق » چه آنكه اصل « امّهات » امّات و « اهراق » اراق بوده و سپس هاء را به آن اضافه كرده‌اند . مصنّف گويد : « لام » در اسماء اشاره‌اى كه مشهور هستند نيز زائده مىباشد . شارح گويد : مانند : ذلك ، كه اصلش ذاك بوده و تلك كه اصلش تيك بوده و پس از اضافه كردن لام ساكنه به آن ياء بخاطر التقاء ساكنين حذف شد . و هنا لك كه در اصل هناك بوده است . و همچنين لام در كلمه « طيسل » به معناى ريگ فراوان زائد است چه آنكه اصلش « طيس » بوده است . مصنّف گويد : منع كن زائد بودن حرفى را كه هيچ يك از قيود مذكور را نداشته باشد . شارح گويد : مقصود از « قيود » همان قيودى است كه در ذيل هركدام از حروف زائد بيان كرديم . مصنّف گويد : مشروط به اينكه حجّت و دليلى قائم نباشد . شارح گويد : يعنى دليل و حجّتى برزائده بودن آن قائم نباشد مثل اشتقاق چه آنكه اگر در مشتقّ حرفى بوده كه در مشتقّ منه نباشد نفس اشتقاق دليل است برزيادى بودن حرف
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحه 2046 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى