تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2025

مساهمون:

ص٢٠٢٥

استدلال برخى از ادباء جهت اصلى بودن « ضمن » و ردّ شارح

قائل مذكور جهت اصلى بودن « ضمن » اينطور استدلال نموده است : افعالى در لسان عرب ديده مىشوند كه بروزن « فعل » بوده و در عين حال ابدا فاعلى براى آنها وجود ندارد همچون : زهى ( بضمّ زاء و كسر هاء ) . حال اگر اين كلمه فرع فعل معلوم مىبود مىبايد بدون فعل معلوم يافت نشود و از اينكه اصلش يعنى فعل معلوم وجود ندارد كشف مىكنيم كه خودش اصل مىباشد . شارح گويد : اين استدلال مردود است و بيان و تقرير ردّ چنين است : عرب گاهى بواسطه استعمال و به كار بردن فرع از اصل مستغنى مىباشند و شاهد براين ادّعاء آنست كه ايشان بسيارى از جمع‌ها را به كار برده بدون اينكه مفرد آنها مستعمل باشند مانند : مذاكير و نظير آن‌كه بدون شك فرع مفرد بوده و در عين حال مفردشان معمول و مأنوس نمىباشد . مصنّف گويد : و منتهاى حروف فعل چهار تا است اگر مجرّد باشد و اگر مزيد فرض شود حروفش از شش تا تجاوز نمىكند . شارح گويد : ضمير در « منتهاه » به « فعل » راجع مىباشد و حاصل كلام آنكه : اگر فعل از حروف زائد مجرّد باشد منتهاى حروفش چهار تا بوده همچون : عربد و اقلّ آن سه تا مىباشد نظير : نصر . و اگر مشتمل برحرف زائد باشد البتّه مجموع حروفش از شش تا تجاوز نكرده بلكه يا پنج حرفى بوده مانند : انطلق و يا شش حرفى مىباشد نظير : استخرج . مصنّف گويد : براى اسم رباعى مجرّد اوزان : فعلل و فعلل و فعلل و فعلل ثابت مىباشد . شارح گويد : منظور اينست كه اوزان رباعى در اسم عبارتند از : 1 - فعلل ( بفتح فاء و لام اوّل ) مانند : ثعلب ( روباه ) .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2025 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى