الفى كه قبل از آن واقع است يعنى الف بعد از « ميم » اماله مىشود .
الف بعد از ميم تالى كسره است يعنى بعد از ميم قرار گرفته كه ميم نيز بعد از كسره مىباشد و قبلا گفته شد كه چنين الفى اماله مىشود حال الف دوّم كه بعد از آن قرار گرفته به جهت تناسب با آن اماله مىشود .
و نيز مانند الف « تلا » در فرموده حقتعالى :
و القمر اذا تلاها ( قسم به ماه كه تابع آفتاب است ) .
شاهد در الف « تلا » است با اينكه در اصل « واو » بوده نه ياء تا استحقاق اماله را داشته باشد معذلك براى مجرّد تناسب آخر آيات با هم آن را اماله مىكنند چه آنكه آيه قبل از آن « و الشمس و ضحاها » و آيه بعد از آن « و النّهار اذا جلّيها » مىباشد و الف در اين آيات و آيات ديگر كه بعد قرار گرفتهاند اماله مىشود لاجرم بمناسبت آنها الف « تلاها » را نيز اماله مىكنيم .
مصنّف گويد :
كلمهاى ا كه متمكّن ( معرب ) نيست با قطع نظر از سماع اماله مكن مگر « ها » و « نا » كه اگر چه غير معرب هستند ولى معذلك اماله مىشوند .
شارح گويد :
منظور از « لم ينل تمكّنا » به تمكّن و اعراب نرسيدده يعنى مبنى باشد نظير : الحجّاج وراء ( حجّاج در وراء ) مىباشد .
شاهد در الف « وراء » است با اينكه مبنى بوده معذلك از عرب شنيده شده كه اين الف را اماله مىكنند .
پس اين مثال شاهد است براى مبنى كه از عرب شنيده شده آن را اماله مىكنند و همچنين مانند حروفى كه در فواتح سور قرار گرفتهاند ( حروف مقطعه ) نظير :
صاد - قاف - كاف كه الف آنها را عرب اماله مىكنند .
بلى تنها كلمه « ها » و « نا » است كه قياسا اماله شده با اينكه مبنى مىباشند .
مصنّف گويد :
فتحه قبل از كسره رائى كه در طرف قرار گرفته است را اماله كن مانند :
للايسرمل .
شارح گويد :
مقصود فتحه « سين » مىباشد كه اماله مىشود .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2012
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠١٢