بصره ( فتح باء ) بصرىّ ( بكسر باء ) و در مرو ، مروزىّ و در رىّ ، رازى و در خريف ،
خرفى و در عظيم الرقبه ، رقبانىّ مىگويند و با توجّه به آنچه قبلا تقرير نموديم تمام اين كلمات بر خلاف قاعده هستند زيرا قاعده در منسوب به « دهر » ، دهرى ( به سكون هاء ) بوده نه بفتح آن و در منسوب به « اميّه » اموى ( بضم همزه ) بوده نه به فتح آن و در منسوب به « بصره » بصرىّ ( بفتح باء ) بوده نه كسر آن و در منسوب به « مرو » مروىّ بوده نه مروزى و در منسوب به « رىّ » ريى يا روىّ بوده نه رازى و در منسوب به « خريف » خريفى بوده نه خرفىّ و در كلمه اخير يعنى رقبانى اصلا معناى نسبت مراد نيست لذا الحاق ياء نسبت بر خلاف بوده چه آنكه از آن عظمت و بزرگى گردن اراده شده نه منسوب به گردن و چون اين معنا مألوف و معروف در ياء نيست از اينرو الحاقش به كلمه به منظور افاده اين معنا بر خلاف قياس و قاعده مىباشد .
البتّه ناگفته نماند در خصوص « بصرى » بكسر « باء » شايد انتقاد و اشكال وارد نشود زيرا در « بصره » دو لغت است :
1 - بصره ( بكسر باء ) .
2 - بصره ( بفتح باء ) .
لذا « بصرى » بكسر باء منسوب به لغت اوّل بوده و طبق آن هيچ خلاف قياسى در آن نمىباشد .
قوله : شية : در اصل « الوشى » بوده سپس فاء الفعل يعنى « واو » را حذف كرده و بجاى آن « تاء » در آخرش آوردند .
قوله : امّا غير المعلّ اللام منه : ضمير در « منه » به محذوف الفاء راجع است .
قوله : اى بوضعه : ضمير مجرورى به « جمع » راجع است .
قوله : و ما ربّك بظلّام للعبيد : آيه ( 46 ) از سورهء فصّلت .
متن : « 881 »
تنوينا أثر فتح اجعل ألفا * وقفا و تلو غير فتح احذفا
تجزيه و تركيب
تنوينا : اسم ، مفعول مقدّم براى « اجعل » ، موصوف .