تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1960

مساهمون:

ص١٩٦٠
مصنّف گويد : وزن « فعل » با « فاعل » و « فعّال » در مورد نسبت به كار رفته و ما را از ياء نسبت بىنياز مىكند . شارح گويد : حاصل مراد مصنّف اينست كه : گاهى براى ساختن اسم منسوب از ياء مشدّد استفاده نكرده بلكه بدين منظور وزنى از اوزان را انتخاب مىكنند چنانچه اوزان ذيل در كلماتى كه ذكر مىشوند برنسبت دلالت داشته و بدينوسيله ما را از ياء نسبت مستغنى مىكنند اين اوزان عبارتند از : فاعل مانند : لابن ( صاحب لبن و شير ) . فعّال نظير : تمّار ( صاحب تمر و خرما ) . فعل مثل : طعم ( صاحب طعم و مزه ) . قابل توجّه آنكه در دو وزن اخير معناى مبالغه‌اى كه ايندو براى آن وضع شده‌اند وجود ندارد تا از دلالت برنسبت خالى باشند . و برهمين معناى نسبت حمل شده كلمه « ظلّام » در فرموده حقتعالى : و ما ربّك بظلّام للعبيد ( خداوند تو صاحب ظلم به بنده‌گان نيست ) . پرواضح است اگر « ظلّام » به معناى موضوع له خود كه مبالغه است باشد معنا فاسد مىگردد . زيرا در اين صورت معناى آيه چنين مىشود . پروردگارت زياد به بنده‌گان ظلم نمىكند . پروردگارت زياد به بنده‌گان ظلم نمىكند . يعنى نستجير باللّه ، خداوند كم ظلم مىنمايد و بديهى است كه اين معنا فاسد و قابل قبول نيست . مصنّف گويد : غير آنچه را كه قبلا تقرير نمودم برنقل از عرب بايد اقتصار كرد . شارح گويد : منظور اينست كه اگر اسم منسوبى يافت شد كه بر خلاف قواعد مذكور بود بايد آن را برنقل از عرب و سماع از ايشان موقوف نموده و مورد قياس قرار نداد چنانچه حضرات در اسم منسوب به « دهر » مىگويند : دهرىّ و در منسوب به اميّه ، اموىّ و در