هرمؤنّثى كه عارى از تاء تأنيث بوده و ثلاثى باشد همچون : سنّ را در وقت تصغير با تاء ختم كن .
شارح گويد :
مقصود مؤنّث معنوى است كه در لفظ از تاء عارى باشد همچون : سنّ كه در تصغيرش مىگوئيم : سنينة .
و مانند : يد كه در تصغيرش مىگوئيم : يديّة .
مصنّف گويد :
حكم مذكور مادامى است كه با تاء موجب حصول اشتباه نشود مانند : شجر و بقر و خمس .
شارح گويد :
منظور اينست كه حكم ياد شده يعنى آوردن « تاء » در تصغير مؤنّث معنوى زمانى است كه اين امر موجب اشتباه نشود ، بنابراين اگر مؤنّث مزبور همچون : شجر و بقر و خمس كه از الفاظ عدد مؤنّث محسوب شده باشد ابدا تاء در تصغيرش ملحق به آن نمىشود زيرا اين الحاق در مثال اوّل و دوّم يعنى شجر و بقر موجب اشتباهشان به مفرد مىشود چه آنكه بسا با الحاق « تاء » به اسم جنس از آن مفرد اراده مىكنند همچون : شجرة ( يك درخت ) و بقره ( يك گاو ) كه در تصغيرشان مىگوئيم :
شجيرة ( يك درخت كوچك ) و بقيرة ( يك گاو كوچك ) حال اگر در تصغير « شجر » و « بقر » نيز كه اسم جنس هستند و در معنا مؤنّث محسوب مىشوند تاء آورده و بگوئيم :
شجيرة و بقيرة با تصغير مفرد اشتباه مىشود از اينرو لازمست در تصغير جنس از آوردن تاء احتراز نمائيم .
و در مثال سوّم يعنى : خمس كه از الفاظ عدد مؤنّث محسوب مىشود اگر تصغيرش را با تاء آورده و بگوئيم : خميسة با تصغير « خمسة » كه در عدد مذكر به كار مىرود به شرحى كه در مبحث اسماء عدد بيان كرديم اشتباه مىگردد .
مصنّف گويد :
شاذ و نادر است كه در مورد عدم اشتباه تاء را ترك كنند .
شارح گويد :
چنانچه در تصغير قوس ( كمان ) مىگويند قويس در حالى كه اگر آن را با تاء آورده
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1920
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٩٢٠