صواهل ( و فاعلة ) مطلقا نحو فاطمة و فواطم و صاحبة و صواحب ( و شذّ فى ) صفة المذكّر العاقل نحو ( الفارس ) و الفوارس ( مع ما ماثله ) كسابق و سوابق .
ترجمه و شرح :
مصنّف گويد :
وزن « فعلان » در حوت و قاع و آنچه شبيه به ايندو است شايع بوده و در غير ايندو قليل و نادر مىباشد .
شارح گويد :
يعنى هراسمى كه بروزن فعل ( بضم فاء و سكون عين ) يا فعل بفتح فاء و سكون عين ) بوده و عين الفعل آن حرف علّه باشد در جمعش وزن « فعلان » شايع است همچون : حوت كه در جمعش حيتان گفته و قاع ( بانگ خرس ) كه در جمعش قيعان مىگوئيم .
چنانچه در اسماء نظير ايندو نيز جمع برهمين وزناست مانند :
كوز كه جمعش كيزان و تاج كه جمعش تيجان مىباشد .
ولى در غير دو اسم مذكور اين وزن بندرت جمع مىباشد مثل :
غزال ( آهو ) كه جمعش ندرتا غزلان آمده .
مصنّف گويد :
« فعلان » جمعى است شامل اسمى كه بروزن « فعل » و يا « فعيل » و يا « فعل » باشد مىشود مشروط باينكه عين الفعلش حرف علّه نباشد .
شارح گويد :
يعنى هراسمى كه بروزن فعل ( بفتح فاء و سكون عين ) يا فعيل ( بففتتح فاء و كسر عين ) و يا فعل ( بفتح فاء و عين ) بوده و عين الفعلش حرف علّه نباشد جمع آن بروزن فعلان ( بضمّ فاء و سكون عين ) مىآيد همچون :
ظهر ( پشت ) كه جمعش ظهران بوده و رغيف كه جمع آن رغفان آمده و جذع ( گوسفند يك ساله ) كه جمعش جذعان مىباشد .
مصنّف گويد :
كريم و بخيل جمعشان بروزن « فعلاء » مىآيد .
و همچنين براى كلمهاى كه شبيه به ايندو باشد اين وزن جمع قرار داده شده .
شارح گويد :
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1877
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨٧٧