تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1871

مساهمون:

ص١٨٧١
مصنّف گويد : و لازم بدان فعال را در مثل طويل و طويلة . شارح گويد : مقصود اينست كه در هروصفى كه بروزن فعيل و فعيلة باشد جمعش بروزن فعال مىآيد مشروط به اينكه عين الفعلش واوى و لام الفعلش صحيح باشد همچون : طويل و طويلة كه در جمعشان مىگوئيم : طوال . سپس شارح گويد : اگر چنين نمائى به آنچه عرب استعمال كرده و فاء نموده‌اى . مصنّف گويد : كلمه‌اى كه بروزن « فعل » باشد غالبا جمعش بروزن « فعول » مىآيد . شارح گويد : يعنى هركلمه‌اى كه بروزن فعل ( بفتح فاء و كسر عين ) آيد غالبا جمعش بروزن فعول ( بضمّ فاء و عين ) مىآيد و برغير اين وزن جمع بسته نمىشود مانند : كبد كه جمعش كبود مىباشد ولى ندرتا براكباد نيز جمع بسته مىشود . مصنّف گويد : و همچنين وزن « فعول » مطّرد و شايع است در « فعل » و حال آنكه اسم و مطلق الفاء باشد . شارح گويد : مقصود آنست كه وزن « فعول » در يك مورد ديگر شايع و مطّرد است و آن عبارتست از : هراسمى كه عين الفعلش ساكن بوده اعمّ از آنكه فاء الفعلش مفتوح آمده مانند : كعب يا مكسور بوده همچون ضرس ( دندان ) يا مضموم باشد نظير جند ( لشگر ) چه انكه جمع آنها : كعوب و ضروس و جنود مىباشد . البتّه مصنّف در كتاب كافيه تنها در خصوص اسمى كه مضموم الفاء است و عينش ساكن مىباشد شرط كرده كه نه مضاعف بوده و نه معتلّ لذا كلمات : خفّ ( موزه ) و حوت ( ماهى ) و مدى ( كارد ) جمعشان بروزن فعل نمىآيد . مصنّف گويد : « فعل » مفرد است براى « فعول » . شارح گويد :