مانند : كتب و سرر و عمد كه جمع كتاب و سرير ( تخت ) و عمود مىباشند .
حال اگر لام الفعل حرف علّه بوده يا در صورت داشتن الف مضاعف باشد پس جمعش بروزن افعله مىآيد چنانچه شرحش قبلا گذشت .
سپس شارح گويد :
اينكه مصنّف گفت غالبا در اسمى كه الف دارد و مضاعف نيست جمع بروزن فعل مىآيد منظورش آنست كه در برخى موارد با اينكه اسم الف دارد و مضاعف هم هست جمعش بروزن فعل مىباشد و اين گونه موارد در مقابل مواضع عام و غالبى است كه به آن اشاره شد مثال مورد مقابل غالب همچون عنن كه جمع عنان مىباشد و چنانچه مىبينيم عنان اسمى است كه حرف سوّمش الف بوده و در عين حال مضاعف نيز هست يعنى مشتمل بردو نون مىباشد و معذلك جمعش بر خلاف قاعده غالب كه گفته شد بروزن فعل آمده .
مصنّف گويد :
وزن « فعل » جمع است براى اسمى كه بروزن فعلة باشد .
شارح گويد :
مانند : غرف كه جمع غرفة ( بضمّ غين و فتح فاء ) مىباشد .
و نيز « فعل » جمع است براى كلمهاى كه بروزن « فعلى » باشد همچون كبر كه جمع كبرى مىباشد .
مصنّف گويد :
و جمع « فعلة » بروزن « فعل » آمده و گاهى هم بروزن « فعل » مىآيد .
شارح گويد :
مانند :
سدرة كه جمعش سدر ( درختهاى سدر ) بوده و همچون : لحية ( محاسن ) كه جمعش بر خلاف غالب « لحى » آمده است .
متن : « 803 »
فى نحو رام ذوت اطراد فعلة * و شاع نحو كامل و كملة