وزن « افعلة » را در جمعش لازم بدان .
شارح گويد :
مانند : ابتّة و اقبية و ائمّة و آنية كه جمع بتات ( منقطع و جدا و نيز اوّل كار ) قباء ( لباس بلند ) و امام ( پيشوا ) و اناء ( ظرف ) مىباشند .
مصنّف گويد :
فعل جمع مكسّر است براى مثل احمر ، حمراء .
و فعلة جمعى است كه از اهل زبان نقل شده و قياسى نيست .
شارح گويد :
فعل ( بضمّ فاء و سكون عين ) جمع است براى وصف مذكّرى كه بروزن افعل آيد همچون احمر كه جمعش حمر است و نيز وصف مقابلش يعنى مؤنّث آنكه بروزن فعلاء است جمع آن برهمين وزن مىآيد فلذا جمع حمراء نيز حمر است .
و نيز وصفى كه مقابل نداشته يعنى يا مختصّ به مذكّر بوده همچون اكمر ( متحرك الحشفه ) و يا اختصاص به مؤنّث دارد مثل رتقاء ( زنى كه منفذ فرجش مسدود باشد ) جمعش برهمين وزن آيد لذا جمع اكمر ، كمر ، و جمع رتقا ، رتق مىباشد و همان طورى كه ملاحظه مىشود هيچيك از ايندو وصف مقابل ندارند .
و همان طورى كه مصنّف در متن گفته وزن فعلة ( بكسر فاء و سكون عين ) جمعى است كه از اهل زبان نقل شده مانند : ولدة جمع ولد ( فرزند ) و بايد توجّه داشت كه وزن مذكور جمع قياسسى نمىباشد .
مصنّف گويد :
« فعل » جمع است براى اسم رباعى كه قبل از لام الفعلش حرف مدّ زياد شده مشروط باينكه لام الفعل آن حرف علّه نباشد .
شارح گويد :
مقصود از اينكه قبل از لام الفعلش حرف مدّ باشد اينست كه حرف سوّمش مدّ بوده و لام الفعلش حرف علّه نباشد .
مصنّف گويد :
وزن « فعل » غالبا مادامى جمع است براى اسم مذكور كه اگر آن اسم داراى الف بود مضاعف نباشد .
شارح گويد :
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1854
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨٥٤