تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1841

مساهمون:

ص١٨٤١
2 - آنكه حمل براضطرار بايد نمود مانند كلمه « زفره » در قول شاعر
علّ صروف الدّهر او دولاتها * تدلننا اللّمة من لمّانها فتستريح النّفس من زفراتها
يعنى : اميد است كه مصيبت‌هاى روزگار با دولتهاى آن غالب گرداند ما را برسختى از سختيهاى خود پس استراحت كند نفس از شدائد آن روزگار . شاهد در ساكن آمدن فاء از « زفراتها » است در حالى كه قياس مقتضى است كه مفتوح باشد يعنى عين تابع فاء باشد زيرا اين كلمه ثلاثى است . 3 - آنكه آن را به گروه قليلى از عرب نسبت داده مىشود چنانچه هذيل كه قبيله‌اى از عرب هستند در بيضه ( تخم ) و جوزه ( گردو ) مىگويند : بيضات و جوزات ( بفتح عين الفعل ) در حالى كه قياس مقتضى است كه عين الفعل آنها ساكن خوانده شود زيرا حرف علّه مىباشد . متن : « 791 »
أفعلة أفعل ثمّ فعلة * ثمّت أفعال جموع قلّة
تجزيه و تركيب افعلة : مبتداء . افعل : معطوف به « افعله » بحذف حرف عطف . ثمّ : حرف عاطفه . فعله : معطوف به « افعل » . ثمّة : حرف عاطف . افعال : معطوف به « فعله » . جموع : مضاف ، خبر . قلّة : مضاف اليه . ترجمه : افعلة و افعل سپس فعلة و همچنين افعال اوزان جمع قلّه مىباشند .