شارح گويد :
منظور آنست كه در دو مورد تابع آوردن عين الفعل از فاء الفعل ممنوع است :
1 - آنكه فاء الفعل مضموم و لام الفعل ياء باشد مانند : زبية ( گودالى كه براى شير مىكنند تا آن را در آن بياندازند ) .
2 - آنكه فاء الفعل مكسور و لام الفعل واو باشد مثل : ذروه ( علوّ و بلندى ) .
بنابراين هنگام جمع بستن ايندو با الف و تاء نمىتوان عين را تابع فاء آورد بلكه حضرات در ايندو اجازه دادهاند كه عين الفعل را فتحه يا سكون داد از اينرو در جمع ايندو گفتهاند :
ذروات و ذروات و زبيات و زبيات .
ناگفته نماند اگر چه گفتيم در اسمى كه فاء الفعلش مكسور و لام الفعل آن واو باشد اتّباع ممتنع است ولى معذلك در برخى از كلمات اين اتّباع صورت گرفته امّا نادر و كمياب مىباشد مانند : جروه ( توله سگ ) كه در جمع آن گفتهاند : جروات .
مصنّف گويد :
و غير آنچه مقدّم داشتم يا نادر بوده و يا حمل براضطرار شده و يا به گروهى از عرب نسبت داده شده است .
شارح گويد :
منظور آنست كه هراسمى كه با الف و تاء جمع بسته شده و مطابق آنچه گفتيم نيامده باشد از سه حال خارج نيست :
1 - آنكه نادر و قليل مىباشد همچون : عير ( شترى كه مأكولات را حمل مىكند ) و كهل ( كسى كه سنّش بين چهل و شصت باشد ) .
در جمع ايندو گفته : عيرات ( بكسر عين و فتح ياء ) و كهلات ( بفتح كاف و هاء ) .
قاعده و قياسى مقتضى است كه عين الفعل ايندو هنگام جمع نيز ساكن باشد ولى بر خلاف قياس مفتوح آمده .
امّا در « عير » وجه خلاف قياس آنست كه : عين الفعل آن حرف علّه است و قبلا گفتيم در اين گونه از كلمات عين را بايد ساكن آورد .
و امّا در « كهل » وجه خلاف قياس آنست كه : هنگام جمع عين را تابع فاء آورده و هردو را بفتح خواندهايم در حالى كه تنها در كلمات جامد اتّباع جايز مىباشد و كهل جامد نيست .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1840
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨٤٠